دختر پارسی

خداوند تنها تنهایی است که هیچ تنهایی را تنها نمیگزارد

من هنوز گیجی روزهای آخرم که نه ...

گیجی آن دو ماه عجیب را باور نمی کنم ... 

حالا انگار مرده ام ...

یاد یک تکه کاغذ می افتم لای کتاب میرا ... شعری که برایت گفته بودم ... صفحه ای که خودت می دانی ...

هی می خواهم شعر یادم بیاید ...

بلند می شوم بروم کتاب را بردارم که یادم می آید دستم چقدر از دنیای ام کوتاه شده ...انگار که مرده ام ...

دلم هوای عکس چهار نفره ی دیوار اتاقم را می کند ...

دلم هوای تو را می کند با قهقهه های نیمه شب مان ... با حرف های مگویی که با هم داشتیم ... با درد دل های هزار هزار بار ...

این همه را می پیچم در بقچه های دلتنگی ام که این روزها دیگر یکی دوتا نیستند ...

و می گذارم آن دورها ...

بعد هی نمی شود که بیخیال شوم ...

گوشه ای ... دوری ... خلوتی ... های های گریه ام را رها می کنم ... مثل همین حالا ...

برایت نگفتم چقدر با کفش هایم گریه کردم؟

جعبه های کفش آداک حتی؟ ...

شیرینی آق بانو و آجیل ایوب؟ ...

مانتوهای رنگی "درست"؟ ...

دلم خیابان های اسفند آن شهر خسته را کم دارد ...

کافه نشینی های دم عید ...

فیلم های تند و تند و سینماهای خلوت یکی دو تا آدم ...

خنده های بلند من و خنده های تو به خنده های من ...

دلم کتاب ها را کم دارد ... انقلاب را ... غروب های خسته ی خاکستری ...

همه ی آن دلتنگی ها را می گذارم جایی دور ... دستم نرسد بهشان ...

اشک هایم را هم پاک می کنم ...

به گندم هایم فکر می کنم ...

جوانه زده اند ...

سبز خواهند شد ...

می دانم ...

می دانم ...

...
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ساعت ٢:٤٦ ‎ق.ظ توسط گلنوش نظرات () |

Design By : Night Melody

کد آهنگ گلهای باغچه از ۰۱۱۱

قآلبـــ هاے آقآيے

كد آهنگ براي وبلاگ

كد آهنگ براي وبلاگ