عطری که جا مونده ازت، که داره میره از اتاق
سکوت بی سابقتو، حس بد یه اتفاق
نشونه های رفتنه، یه چند تایی دستمال تر
چند خطی دل سوزوندنه، توی یه نامه زیر در
همه ی من گیر تو و، تو گیر از من رد شدن
نمیدونستم که بری، اینجوری میشه عشق من
یه مکث به اندازه ی تو، یه زنگ بد توی سرم
دنیا تا چند لحظه دیگه، خراب میشه دور و برم
بوسه ی تو رو آینه، یه مشت نوشته رو زمین
هدیه ی رفتن توان، ممنونتم فقط همین
بد موقع شد نبودنت، مصادف این حال بدم
چیز مهمی نیست ولی، دوباره بی تو بد شدم
همه ی من گیر تو و، تو گیر از من رد شدن
نمیدونستم که بری، اینجوری میشه عشق من
یه مکث به اندازه ی تو، یه زنگ بد توی سرم
دنیا تا چند لحظه دیگه، خراب میشه دور و برم
عطری که جا مونده ازت

/ 3 نظر / 4 بازدید
عابد

متن فوق العاده ای بود دوست من

کمیل

واقعا سخته یکی رو دوربرت داشته باشی و داری از دستش میدی ولی نمیتونی چیزی بهش بگی فک کنم غرور نمیزاره این کارو کنم یا شاید اون نخواد یا شایدم دوس داره که بره[ناراحت]

عابد

خدا نکنه تنها باشی یادت باشه ذات آدما تنهاییه این ماییم که به اتکا غیر خودمون عادت کردیم[گل]