حالم خیلی گرفتست.هفته غمگینی بود 1کی از دوستایی که میشناختم مرد همین سه شنبه.همون روز از جلو خونشون رد شدم واسه چند ثانیه هم وایسادم به ساختمون بغلیش نگاه کردم.کی می دونست یکی تو اون خونه داره جون میده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کوچشون خیلی شلوغ بود همه هم دانشگاهی های هم بودیممو تک توک توی بعضی از کلاسا با هم.حالا کوچشون ساکته ساکته.خلوته خلوت.

کاش هیچوقت دنیایی وجود نداشت که بخواد توش غمو غصه باشه.کاش هیچوقت من به دنیا نمیومدم.تز دنیا و زندگی دیگه متنفرم به نظرم هیچ چیز جذابه موندگاری نداره عوضش غمش خوب موندگاره.کی باورش میشه سینا بختیاریه مظلومو ساکت حالا زیر 1خلوار خاک خوابیده اما با یه روح سرگردون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نیستی اما یادت همیشه هست

/ 1 نظر / 5 بازدید
رها

اره خدا بیامرزتش.پسره خوبی بود حیف شد خودکشی[گریه] کرد